ما همین الان د رحال راه افتادن می باشیم...مادرمان می گوید جاده یخبندان
است و بسته می شود در برفها گیر می کنی یخ می زنی می میری..
جنازه ات هم به منزل نمی رسد...ما می گوییم: اتفاقا جنازه خیلی توپ فریز
شده می ماند!! مادرمان دعوایمان می کند!!
بابایمان می گوید ما نفهمیدیم برای چی بلند شدی رفتی حالا عجله داری
بر گردی!! ما می گوییم...ما هیچ نمی گوییم چون حرفی برای گفتن نداریم!!
آخر به بابایمان نمی شود گفت که: پاپا جان dateداشتیم با boyfriend مان ولی
طرف ما را قال گذاشت و الان ما بسیار ناراحت می باشیم و می خواهیم زودی
برگردیم سر درس و زندگی مان..آخر پاپا جان ما خیلی خیلی شاسکول و اسکول
می باشیم که روی حرف چنان آدم بدقول بی مرام بی معرفت دروغگویی حساب
باز می کنیم...بی خیال...
خلاصه ما رفتیم..ما تند تند آپ کردیم برایتان تا در این ۲ماه آینده ذخیره کنید و تیکه
تیکه هی بخوانید...باییییییی
یلدایتان خیلی مبارک باد...
تولد این عزیز دل ما هم کلی مبارکش باد....





