تبليغاتX
دست نوشته های یک کودک فهیم
 

باز هم گاز قطع شد..تازه داشتم خیرسرم درس می خوندم!

بی "گاز"ی!
 

گاز مازندران ۳روزه کامل قطعه!!من دارم از بی حمومی کرم میندازم!

از درس و زندگیمون افتادیم....نه نون داریم نه آب گرم،نه شوفاژ..ونه غذای

 گرم..

آهای توکه با شورت و زیر پوش توخونه راه میری،همچی که انگار تو

شانزه لیزه قدم میزنی!! بچه نوزاد مردم از سرماداره میمیره..مرگ...

می فهمی؟می دونی چندتا "نی نی "تومازندران مردن؟ می دونی چند

 نفر از گاز پیک نیک خفه شدن؟؟یکی شون همسایه ما بود..پدر یه خونواده...

الان سه تا بچه بی پدر شدن... با تو ام..با خود تو!!

 

هرزگی
 

روحم را در برابرت عریان ساختم،

تا به هم نزدیکتر شویم.......

اما توبه هرزگی متهمم کردی!