داشتیم فکر می کردیم ملت که این همه دم از فقر و نداری می زنند از کجا در می آورند این
همه پالتوو کیف ورنی و بوت بلند تا خشتک و کفش جیگر صد متر پاشنهدار را می خرند؟
شاید یه کمی زیادی مصرفی شدیم.می گویند در آمریکا بحران اقتصادی باعث شده ملتشان قدرت
خرید نداشته باشند و کلی بازار همه چی راکد می باشد....ولی بازارهای ما ایرانی ها هرگز راکد
نمی باشد!! حالا یه ور تو ونک و شهرک و تجریش می چرخند و هی می خرند و می خرند و می خرند
...و یه ور دیگه تو جمهوری وبازار تهران می لولند و هی م خرند و می خرند...... اما همه اش همه می
خرند! ما با این همه سطح درک بالایمان که فهیم می باشیم نمی فهمیم اینها کی وقت می کنند پول در بیارن
که این همه می خرند و می خرند و..........
تازشم اینا یک روی کوچولوی قضیه می باشد...وگرنه پشت و رو و ورهای دیگری هم دارد بسی!
مثلا مادر ما بخارپز و آرام پز و آب پز و یکهو پز و ...دارد که همه شان کارشان پختن غذای رژیمی
برای بابایمان می باشد.سرخ کن گنده دارد که هر دفعه شیش بشکه روغن می خواهد و لذا هرگز استفاده
نمی شود..یا دوتا فر دارد و نمی گذارد ما از آن نوهه استفاده بنماییم تا کثیف نشود..ژآن وقت تستر
هم داردکه نصف کارهای فر را انجام می دهد!! و تازشم مایکرویو دارد که با آن غذاهای فریزری
را یخ وا می نماید و گاهی هم چای گرم را در آن داغ می نماید...
مادر خپلی ما هر ماه که حقوقش را می گیرد می پرد از این مغازه آقاهه که دیگ و کفگیر زیادی
می فروشد قسطی خرید می کند...همه اش گلدان و میوه خوری پایه دار می خرد!! توجیه اش این می
باشد که آقاهه بسیار مهربان است و قسطی می دهد!! ولیکن قسط هر ماهش از پول قسط ماشین بیشتر
می شود.
زیادی مصرفی شدیم..نشدیم؟

