تبليغاتX
دست نوشته های یک کودک فهیم
هندوانه های فراوان

  ما دهان مان رسماً ها،رسماً سرویس شده این تعطیلات! چون دوتا کنفرانس باید بدهیم و

باید power point بسازیم خیلی،و کلی باید ترجمه بنماییم ، و تازشم فردا امتحان داریم بسی

سخت....و نتیجه تمام زحمات ما در این 3 روز این می باشد کهpower point ما بسیار زشت و

کج و کوله می باشد،و ما اصلاً به مطالبی ازمان انتظار می رود راجع بهشان روده درازی نماییم

تسلط نداریم، و ترجمه مان شبیه جک گفتن به زبان بنگالی می باشد، و امتحان مان را بلد -

نیستیم بد رقم!! قضیه یه دست و ان تا هندوانه می باشد......

راستی ما اگر از شهرستانی ها تعریف کردیم اصلاً قصد توهین به تهرانی ها رانداشتیم.گفتیم

که این جوری می باشد زیرا این جوری می باشد و برای خودمان هم جالب بود بسی...

خیلی دلمان می خواهد وبلاگ گردی کنیم ولی اصلا فرصت نمی کنیم.متاسفیم! جای مارا

خالی کنید خیلی

ضمناً ما پنچر کردیم و نمی دانیم چه غلطی باید بکنیم با این ماشین مان.گفتیم که بدانید.ما

باید برویم گاری برانیم ماشین به ما نیامده کلا.شاید هم الاغ مشهدی باقر را مینداختیم زیر

پایمان بهتر سرویس دهی می کرد از این محصولات ایران خودرو(تایر های ما نونوار بودند

اساس.بعله.) 

روزمرگی ما

  خّريال،ٌٍّۀُآۀۀ؛،ًٌٍَ

اینهایی که بالا دیدید نتیجه تلاشهای ما برای یافتن تشدید در صفحه کلید می باشد!( البته

بازیافتن چون ما قبلاً تشدید می گذاشتیم،الان گمش کردیم)

داشتیم مثل همیشه فکر می کردیم،و دیدیم ما دچار روزمرگی شده ایم در وبلاگ مان.البته

در دنیای حقیقی مان چنان کله مان در ترجمه متون علمی تا ته فرو رفته که وقتی برای روز-

مرگی نداریم والا!!  بدبختی این می باشد که ترجمه فارسی text های ما هنوز در بازار نمی

باشد و ما هی همش ترجمه می کنیم و خیلی وقت مان را می گیرد و نمی رسیم خیلی خوب

درس بخوانیم.

امروز ما سرکار رفتیم و با وجودی که مریض نداریم هنوز ،احساس خیلی خوبی داریم که

دستمان در یکی دو ماه آینده از جیب مبارک بابایمان در آمده و به درون جیبهای خودمان فرو

خواهد رفت! 

ما می خواهیم در تعطیلات برویم شمال(شما فکر کنید ما می رویم ویلای شمال مان و اینا)

الان ما به شما پز دادیم!!

در دانشکده ما کلاً سیستم ملت قیافه گرفتن و پز و اینها می باشد.ما هم که در این موارد

زود هم رنگ جماعت می شویم!

ضمناً در دانشگاههای تهران شهرستانی خیلی زیاد می باشد و رزیدنت های بیشتر رشته

ها کلی از شهرستان می باشند و ما خوشمان می آید که بچه های شهرهای کوچک این همه

درس خوان و با استعداد شده اند و خوب دارند خودشان را نشان می دهند.ضمناً رتبه های

اول امتحان تخصص و رتبه های برتر بورد تخصصی هم خیلی موارد از تهران نیست.گفتیم که

اطلاع رسانی کرده باشیم.

می خواهیم یه مدت ننویسیم و وقتی باز بنویسیم که پست های مان از این حالت روزمرگی

و گزارش اعمال روزانه مان در بیاید و یه چیزی برای گفتن داشته باشیم اساس. 

ما صبر می کنیم

      

ما احساس می کنیم درون مان یک خبرهای عجیب غریبی می باشد.یه جورایی حس

می کنیم داریم دچار از هم گسیختگی می شویم کلاً! نمی دانیم چرا.....

چون ما کودک فهیمی می باشیم،سعیمی کنیم همش به فهم خودمان اضافه کنیم و

هی چیزهای تازه ای بفهمیم.جدیداً فهمیده -ایم که برای رسیدن به خیلی چیزها باید صبور

باشیم و به دنیا فرصت بدهیم،نه که عینخروس مشهدی حسین قوقولی قوقو راه بندازیم و

پرپر بزنیم که آییییییییییی ما فلان چیزرا می خواهیم!

الان هم فهمیده ایم که باید برای دوست شدن با ملت صبر کنیم تا کم کم راه بیفتیم...البته

خب تنهایی دارد خسته مان می کند ولی وقتی چاره ای نیست مجبور می باشیم خودمان

را تطابق دهیم وگرنه جیرجیر کردن الکی مان فایده ای جز ناراحتی ندارد اصلاً.تازشم کم 

کمک یه نموره داریم با ملت دوست می شویم و امیدواریم که دوستی مان صمیمی شودو

از شر این تنهایی نکبتی خلاص شویم!

ما امیدواریم که یک سایه پیدا کنیم که بالای سرمان باشد برای همین به خودمان قول داده -

ایم اساس،که هیچ رابطه ای را با اجناس مخالف شروع نکنیم مگر این که مقاصد جدی در

میان باشد! یعنی بوی فرند بازی و لاس وگاس و اینا را دورشو خیطططططططططططط

کشیده ایم!باشد که یک ادم باشعوری پیدا شود و قدر مارا بفهمد و با ما مزدوج شود!

البته در این مورد هم فهمیده ایم که هرچی دنبالش باشیم بدتر می شود.باید بش فکر

نکنیم تا خودش برای مان پیش بیاید یعنی ازاین کائنات و اینا که می گویند دور مارا گرفته 

می باشد خودش بیاید برای کودک فهیم case ازدواج پیدا کند و بفرستد جلوی درب منزل.

پی نوشتیم: ما خوشحالیم که بعضی از ملت وبلاگ مارا دوست دارند وباش fun می کنند.

اقلاض دلی را شاد کردیم اینجا! و ما پاسخهایتان را در خود کامنت دونی مان می نویسیم

چون با این سرعت فلان فلان اینترنت نمی رسیم به همه همش سر بزنیم..چون واقعاً درس

زیاد داریم!


ما با سوات می باشیم

سرعت اینترنت منزل ما به اندازه سرعت قدم های مورچه می باشد(البته نه وقتی دنبال غذا

می دوند،بلکه وقتی دست زن و بچه شان را گرفته در لابلایدرزهای کابینت ها قدم می زنند

) و برای باز کردن هر سایت باید 4/5سال نوری منتظر بمانیم.خواهر و مادر این بلاگفا فلان

فلان فلانمی باشد اساس!

خلاصه این که ما پنجشنبه جمعه ها نمی توانیم آپ بفرماییم اصلاً.

و دیگر این که خبری نمی باشد و ملالی نمی باشد جز دوری شما و اینا

و این که ما درس داریم بسی زیاد و هرچه بخوانیم کم می باشد زیرا ما نمی خواهیم

متخصص الکی بی سواتی بشویم و ما می خواهیم متخصص فهیمی باشیم و پول زیادی

در بیاوریم ,در روستاهای محروم درمانگاه بسازیم و هی همش مدرسه و اینها بسازیم و با

پولهای مان کارهای خیر انجام دهیم(اینها را گفتیم که پاچه خواری خدا را کرده باشیم!!).و

چون درس و کنفرانس و presentationو اینا زیاد داریم و می خواهیم خودمانرا وقف علم

و تحقیق و فناوری و اینها بکنیم خیلی، دیگر فرصت نمی کنیم افسردگی بگیریم!

ما که گفتیم تمام این مشکلات بشری و اینا از بیکاری می باشد و بیکاری آدم را اعتیاد دار

می کند.الان فعلاً ما هیچ خطری برای معتاد شدن نداریم! خیال مادرمان راحت باشد!

ما زیر خط فقر می باشیم.

 بابا این اینترنت معمولی هم فلان و فلان و فلان و مادر فلان و پدر سه نقطه و اینها می باشد

خیلی! و این که فقر و بیکاری خیلی سخت می باشد و عامل عتیاد آدم می باشد! البته ما

بالاخره کار پیدا کردیم ولی هنوز نرفته ایم و هنوز نمی دانیم آیا کار مان به درد پول در آوردن

می خورد یا به درد لای جرز دیوار! 

ما نهایت صرفه جویی و دقت را نموده و زیاد بیرون نرفتیم و زیاد خرید ننمودیم ولی این

حراجی های لعنتی میلاد نور خووووووووووووووب چیزی می باشد! ما مانتویی خریدیم بسی

جذاب و پسر کش! حیف پول نداریم وگرنه این فصل سال هرکی پول دارد می تواند خیلی چیز

میز بخرد با قیمت مناسب و برای یه سال کمدش را پر کند اساس! همین مانتوها را سال دیگر

4 برابر قیمت میاورند.

ما داریم نتیجه می گیریم که چون بیکار می باشیم و تنها می باشیم،بشینیم خودمان و زندگی

مان راصرف علم و دانش و تحقیق و فناوری روز و اینها بنماییم اساس! لذا ما نشسته ایم

خانه مان داریم خر می زنیم.وخدایی اش آن قدر درس هست که بیکار نمانیم.هرچی بخوانیم

تمام بشو نمی باشند!

ما خیلی دلمان دوست می خواهد از نوع دخترش.برای هزارمین بار می گوییم دختر مجرد

بین 25 تا 32 سال که تحصیل کرده باشد و از نظر فرهنگی و اینا به ما بخورد ، ما خیلی

خوشحال می شویم باهاش دوست شویم خیلی! البته ببخشیدها،ما قصد ازدواج نداریم!

این گونه می باشیم

ما با توجه به این که از ما بعید می باشد،دوسه روزی invisible بودیم.علتش نیز این می بود

کهسوپری سرکوچه مان کارت اینترنت ندارد،و برای غلبه بر گشادیسم شدید یکقسمتهای

خاص آناتومیک بدن مان،دوسه روزی زمان لازم بود تا خودمان را تا سوپری 2 تا کوچه آن طرف

تر بکشانیم.ما خودمان در کف خودمان مانده ایم اساس.

و این که اوضاع ما بدک نمی باشد.راستش کله مان را کردیم تو کتاب و وقت مان همچی

حسابی پر شده می باشد

ما هنوز بیکار و نیازمند می باشیم و هی همش می رویم نیازمندی ها می خریم ولی شغلی

پیدا نمی کنیم.فردا اگر ما رفتیم معتاد شدیم بدانید که اعتیاد از عوارض بیکاری و فقر می -

باشد کلی.

و دیگر این که ما در مورد این پندهای date نمودن خود با سوالاتی مواجه شدیم بسی.و سر

فرصت بهشان در کامنت دونی پاسخ می دهیم و می توانید بروید بخوانید.ضمناً کلاً این

مسایل با رگه های زیرکانه ای از طنز (!!!!)نوشته شده و خیلی صد در صد جدی نگیرید..و

البته هیچ قانونی بدون استثنا نمی باشد.

ما الان با این جملات به شما فهماندیم که :

1)ما فهمیده و باشعور و فیلسوف می باشم

2)ما طناز می باشیم بسی! و قلم طنز داریم کلی

3)ما خیلی حالی مان می باشد

4)ما برای شعور مخاطب مان ارزش قایل هستیم اساس

5)ما زیرک می باشیم چون روباه!! 

چگونه dateموفقی داشته باشیم (2)
 

 توصیه های date کردن کودک فهیم حاصل سالها تلاش برای ایجاد dateای مناسب و با 


سرانجام بوده می باشد..که البته 98 درصدشان سرانجام مناسبی نداشتند اصلاً.و این

شکستهاست که در زندگی آدم تجربه می شود کلی. 

آقایان نخوانند،بانوان بدانند:

1) هرگز و هرگز به یک date اکتفا نکنید! اگر موارد متعدد و نسبتاً

مناسبی به تورتان می خورد همه شان را در آب نمک بخوابانید اساس! و مطمین باشید 

روزی می رسد که بهشان نیاز پیدا می کنید!

2) برای رد کردن طرف عجله به خرج ندهید..و اگر case بهتری سراغ دارید،همان قضیه آب 

نمک را به کار ببرید.با چیزی مثل:
من در حال حاضر در موقعیت فلسفی خاصی در زندگی 

می باشم و دارم تفکر می کنم..و البته به یک دوست خوب نیاز دارم تا فعلاً در کنار من باشد 

تا بعد..
..یا "من فعلاً تو مود بوی فرند نمیباشم مدتی می خواهم با خودم و دوستان دخترم 

حال کنم
(از اون لحاظ نه،بی تربیت!)

3) وعده سر خرمن را فراموش نکنید حتی اگر می دانید چاخان می باشد! یک پسر را با وعده 

و در باغ سبز می توانید نگه دارید

4) اگر بچه پاستوریزه ای می باشد و به روابط افلاطونی معتقدید،بدانید و اگاه باشید در دنیای

دیروز بدون روابط فیزیکی چیز خوبی نصیب تان نمیشد،در دنیای امروز اصلاً چیزی نصیب تان 

نمی شود اساس!!یا باید سرکیسه را شل کنید یا هیچ. 5) اگر اهل blind date(یعنی رفتن

سرقرار با کسی که قبلاً اصلاً ندیده ایدش) می باشید،بدانید که کار دشواری در پیش دارید.

.97.3 درصد این جور قرارها بدون نتیجه می باشد(این محاسبات دقیق می باشد ها!)،یعنی 

طرف یا گاگول است یا اکبیری یا چاق یا کچل یا شاسکول یا اسکول یا....... خلاصه مالی نمی

باشد!لذا برای قرار اول ذهن طرف را آماده کنید که نیم تا یه ساعت بیشتر فرصت ندارید،مثلاً

کلاس زبان دارید و اینا....تا اگه خوشتان نیامد برای پیچاندن طرف مشکلی نداشته باشید

6) هرگز و هرگز در روابط با پسر جماعت به فکر احساس طرف و اینا نباشید،فقط احساس و

امنیت خودتان را بچسبید و بس! اگر باش واقعاً حال نمی کنید از سر دلسوزی تلفن هاش رو

جواب ندهید.missedاش کنید،طرف خود بخود پرش وا می شود

7) بسیاری از پسرها علی -رغم این که فکر می کنند خیلی باهوش و تیز می باشند،اصلاً این

طور نیستند! اغلب در همان date  اول دست خودشان را رو می کنند اساس! کافی است

شما از شم زنانه تان استفاده کنید و ببینید طرف چی می گوید.. مثلاً اگر در date اول یا

دوم شمارا به کافی شاپ یا شام دعوت نکرد (مثلاً:من گرسنه نیستم تازه غذا خوردم)بدانید

خسیس می باشد خیلی و نم پس نمی دهد.. یا اگر همان اول ها دعوتتان کرد به صرف چای

و قهوه در منزل مجردی خودش یاپسرخاله اش یا دوستش یا خانه خودشان که مامان شان

مهمانی تشریف دارند،بدانید طرف فقط دنبال سک*س است و سواستفاده.(مثلاً: اینجاها مامور

زیاد می باشد بریم خانه فلانی بشینیم که امن است و راحت!!!!!!) یا اگر از دوست دخترهای

قبلی اش و کلاس شانو قد و بالایشان داد سخن داد،یا طرف ندیده است و عقده ای و چاخان

می باشد،یا طرف زیادیدیده است و رویش زیاد می باشد و فکر می کند پادشاهی کسی

است! اگر در زنگ زدن به شما امساک می کند اصلاً دورش را خیط بکشید.شماره خانه تان

را هم ندهید تا کور شود باموبایل تان تماس بگیرد..تا یاد بگیرد که باید دست به جیب باشد

8)بعد date اول صبر کنید طرفخودش سراغ شمارا بگیرد.اگه واقعاً طالب باشد مطمین باشید

این کار را می کند.ولی یک بار که او تلفن زدشما دفعه بعد پیش قدم شوید تا طرف بفهمد

پایه می باشید.

9)شماره خانه تان را اول بسم الله ندهید به هرکی.و سعی کنید شماره ایرانسل تان را بدهید

نه موبایل اصلی تان.البته این نکته قدیمی می باشد،الان هر گاگولی می داند!

10)بعلت اهمیت موضوع تاکید می کنیم با بشرخسیسی که دوستدارد همه چیز را مفت و

مجانی تمام کند اصلا دوست نشوید که جز ملال خاطر سودی برای تاننخواهد داشت.پس

ر باید دست و دلباز باشد(البته در حد خودش) این جور پسرها حتی با زیرکیبانوان ساده دل

را تیغ می زنند.اگر پسری امد گفت "کیف پولم را خونه جا گذاشتم" یا " باید بروماز عابر بانک

پول بگیرم پول همراهم نیست" اصلاً تعارف باش نکنید.با پررویی بگویید:منم پولبرنداشتم!

پس بریم خونه دفعه بعد!!!! فراموش نکنیدها! طرف بیاید مفت بخورد باتان هم حال کند به

ریشتان هم بخندد!

11)تا مدتها اصلاً مرام بازی و coolبازی در نیاورید که دنگ تان راحساب کنید! یادتان باشد

طرف یه جورایی باید نفقه بدهد بهتان!اگر دوستی تان عمیق شد بعدها می توانید گاهی

شما مهمانش کنید.


12)تنهاچیزی که باید به رخ طرف بکشید شخصیت تان است ان هم غیر مستقیم! اصلاً افاده 

پولباباهه و ارث مامانه را نیایید.پسرها از دختران لوس و خودخواه و پزی خوششان نمی آید.

13)بچه ننه بازی و ساعت 8 باید خونه باشم و اخ مامانم زنگ زد را فراموش کنید.

14)به پسر جماعت پول قرض ندهید حتی برای 24 ساعت.مگر دوستی عمیقی داشته باشید

(ان هم نباید بی حساب کتاب باشد)

15)بگویید طرف بیاید اطراف منزل دنبال تان،نه که پا شیدبدوید بروید دم خونه طرف..پررو 

می شود دیگر نمی توانید کلاً جمعش کنید!

16)کلاً منت کشینکنید.آویزان بازی هم در نیاورید.تریپ دوستت داذم و اینا هم اصلاً نیایی

د حتی اگر از شدتعشق بروید بیستون بکنید! اگر به مرد جماعت دوست دارم بگویید برای

همیشه از دستش میدهید.

17)خودتان را آرزومند شوهر و دوست دار کودکان نشان ندهید.طرف فرار می کند.برنامه

ریزی های بلند مدتتان برای تور زدن طرف را جدی پی گیری کنید،ولی چنان هوشمندانه که

خودش نفهمد از کجا خورده است

18)اگر مدتی از دوستی تان می گذرد و طرف شمارا به هیچیک از دوستان و اطرافیانش 

معرفی نمی کند،یا به مهمانی و جمعها دعوتتان نمی کند،بدانید کهجدی نیستین براش..و 

این یک زنگ خطر مهم می باشد.ضمناً پسرهایی که بهmonogamyاعتقاد ندارند(یعنی با 

چندتا چندتا دختر هم زمان می پرند)این طوری می باشند تا گرل فرندهایشان از وجود هم با 

خبر نشوند. بهانه هایی مثل "بچه های دانشگاه ببینند مان تابلو میشویم" واینا هم دروغ 

می باشند اساس. 

19)کلاً در دادن هیچ چیزی،از عشق و محبت گرفته تا "چیز"های دیگر،بیش از حد گشاده 

دست نباشید.طرف یا زده می شود یا رویش زیاد می شود.یادتان باشد مرد جماعت را نباید

بیش از حد پررو بار آورد وگرنه برگشتی در کار نمی باشد!

20)از همان اول طوری طرف را بار بیاورید که نتواند کنترل تان کند.مثلاً طوری رفتار کنید که 

اگر یک بار 10 تا زنگ زد و برنداشتید برایش طبیعی باشد(عادت می کند نگران نباشید!)

مثلا: "من موبایلم اغلب silent می باشد :" یا " توی کیفم بود نشنیدم" با " خوابیده بودم".

اصلا نگذارید متوقع شود!و ضمناً طوری جیک و پیک برنامه روزانه تان را نریزید جلوش که

بعداً پیچاندن طرف مصیبت شود.


21)افسردگی و غرغر و نق نق هایتان را برای بوی فرندتان سوغات نبرید.ضمناض اگر تنها و 

کپک زده می باشید،سوتی ندهید! طوری وانمود کنید که همیشه یه لشگر آدم پایه هستند

تا اوقات فراغت شمارا پرکنند.نباید sensitive و needy به نظر بیایید اصلاً!!

22)با پسرهایی که در گذشته چندتایی دوست دختر آدم حسابی و با کلاس داشته اند،

سعیکنید دوست نشوید! اینها یک بشرهایی مکی باشند پررو،با اعتماد به نفسی به اندازه

ببربنگال،و احساس خوش تیپی و خواستنی بودن دارند در حد براد پیت.بیچاره تان می کنند 

بس که پز ان قبلی ها را بر سرتان می کوبند..بنگ بنگ بنگ.........

23)مهم ترین نکته که فوت کوزه گری کودک فهیم می باشد را تقدیم تان می کنیم: اصلاً 

نگذارید طرف بفهمد شما با هوش و با شعور می باشید! کلاً مردها از دخترهای خیلی باهوش 

حال نمی کنند زیرا ازشان می ترسند .البته منگل نباشید ولی بگذارید طرف یه جاهایی مثلاً

بپیچاندتان.و هرچه بیشعوری به خرج بدهید به نفع تان می باشد.

ضمناً شخصیت تان را ساده نشان دهید،اگر خیلی complicated باشید طرف کم می آورد و رم 

می کند! اما یه کمی مرموز زدن تو جلسات اول باحال می باشد اساس!


 ما الان حال مان خوب می باشد.و می دانید که ما حال و moodمان عینهو هوای بهاری می

باشد،و ما خودمان متولد بهار می باشیم و خصوصیات مان کلی طالع بینی چینی وهندی و

اینا و این حرفها می باشد!

اما خبرهای جدید:

1*ما یه دوست خوب پیدا کردیم و روی یکی دیگر داریم کار می کنیم تا دوست خوب مان شود

2*ما داریم درس می خوانیم و تصمیم داریم خرخوان بشویم اساس،چنان که ملت حالشان از

مابه هم بخورد!

3*ما خیلی busy می باشیم.پس اگر دیر به دیر به وبلاگهای ملت سر می زنیم،لطفا ملت از ما

گله مند نباشند.وقتی بیاییم همه اش را می خوانیم.دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد!

ضمناً ما به کامنت ها در همان کامنت دونی پاسخ می دهیم اگر حوصله داشتید بخوانیدش!

4*ما در مورد بانوان محترم نیز توصیه های date کردن داریم اساس،می خواهیم سر فرصت

بشینیم بنویسیم شان.

5*ما از یکی دوتا پسر تو دانشکده خوشمان می آید..و داریم رویشان مطالعه می کنیم ببینیم

کدام بهتر می باشد! البته این آقایان روحشان از این قضیه خبر ندارد.فکر هم نمی کنیم به ما

علاقه مند شده باشند اصلا..شعور ندارند که !

این 3 سال رزیدنتی آخرین chanceما برای رهایی از ترشیدگی ابدی می باشد،پس ما قاطعانه

تمام تلاش خود را می کنیم خیلی.

چگونه dateموفقی داشته باشیم

 حتماً شنیده اید که می گویند"ادب از که آموختی؟از بی ادبان!"

ما می خواهیم از تجربیت خود در ارتباط با اجناس مخالف شمارا شریک نماییم کلی.نه به

این علت که خیلی موفق بوده ایم در این زمینه،بلکه به علت failureهای متعددی که داشتیم

می توانیم بگوییم چه نکنید تا گند نزنید به روابطتان.

انچه آقایان در مورد date نمودن با خانم ها باید رعایت کنند:

)هرگز موقع آشنایی و شماره دادن اویزان بازی در نیاورید.اگر طرف نخ داد که خب فبه

المراد و نعم المطلوب،ولی اگر دیدین محل تان نمی گذارد خودتان را سبک نکنید.بانوان

اگر از کسی خوششان بیاید سریع خودشان را لو می دهند!

2) در روزهای اولیه و مکالمات تلفنی که دارید هرگز نگویید:"شماره خونه تون چنده زنگ

بزنم خونه!!" یعنی cheepتر از این نمی شود که همان اول خساست خودتان را به رخ طرف

بکوبید!! تا می توانید به موبایل دختره بزنگید و اصلاً عجله نکنید در قطع کردن.

3)اگر می خواهید دست به جیب نشوید،لطفاً dateنکنید! ولی باید بدانید کجا و کی دست

به جیب شوید!

4)هر دختری با هر شخصیتی بالاخره ته ته وجودش از رمانتیک بازی خوشش می آید.گاهی

بد نیست دسته گلی ،چیز کوچولویی بش بدهید.ولی در این کار اصلا زیاده روی نکنید!

شما قرار نیست اول کار نفقه و مهریه بدهید به طرف.

5)در مورد داشته های تان پز بدهید ولی با ظرافت! نه که طرف را خفه کنید با تعاریف از

املاک نداشته بابای تان و جد و آبادتان!

6)اگر نیستید،وانمود کنید آدم خودساخته ای می باشید بسی!

7)همان مکالمه اول نروید سراغ ادرس خونه طرف و مساحتش

8)اگر با دانشجوها می دوستید سعی نکنید عجولانه امار خونه خالی خودش یا دوست

احتمالی اش را در بیاورید!!!

9)اگر خواستار مکان می باشید،بر شما خرده ای نیست چون جوانی است و ...اینا،ولی مکان

یابی با پسر است.بله،نمی شود که طرف هم خودش بدهد هم جا و مکان و اسباب پذیرایی ش

مارا اماده کند(اگر می کند بدانید خیلی cheep می باشد) بوی فرند سرخانه از داماد سرخانه

بی آبرو تر می باشد بسی.

10)ازدختری که اول بسم الله از شما چیزی درخواست می کند(حتی چیزهای کوچک ظاهراً

بی ارزش مثل یه شارژ ایرانسل یا cdاهنگ جدید ) فاصله بگیرید فوراً.

11)لطفاً دستمالی کردن به بهانه هایی مثل انگشترت رو ببینم یا جنس مانتوت رو لمس کنم

را کنسل کنید (نه برای همیشه ولی باید صبور باشید خیلی!!)

12)اینها را هرگز از بانویی نپرسید: سنش، وزنش ،شغل باباش.

13)از قیافه و لباس طرف تعریف کنید.تعریف کنید اساس!

14)اگر دیدید طرف 2-3 بار دودرتان کرد دورش را خیط بکشید.دخترها اگر از کسی خوششان

بیاید مطمین باشید دودستی بش می چسبند! مواظب باشید که در لیست back up طرف وارد

نشوید،یعنی نگذارید تو نم بخوابونن تون برای روز مبادا که با بوی فرند سوگلی شان دعواشان

می شود یا از بیکاری کپک می زنند.

یاد تان باشد که بانوان این دوره زمانه دست پری در تو نم خوابوندن موارد دارند اساس

15)این جملات بسی قدیمی شده و کارگر نمی افتند:"بیا خونمون یه قهوه با هم بخوریم" یا

"اینجا مامور زیاده بریم خونه با خیال راحت صحبت کنیم"

ولی این یکی کاربردی تر می باشد:"دوست دارم خونه ام(یا اتاقم) رو ببینی.دوست داری؟ ا

گر طرف نه گفت اصرار نکنید که خز می باشد،ولی دفعات بعدی تکرار کنید! 

16)آویزان بازی در نیاورید.روزی 4 بار زنگ نزنید که کجایی چه می کنی! ولی فکر هم نکنید

خیلی بی محلی کنید طرف دنبال تان واق واق می کند.نخیر این خبرا نیست دیگه!! مرز

باریکی بین بی محلی زیادی و آویزانی زیادی وجود دارد.

17)اگر دنبال بانویی پولدار می باشید تا تیغ اش بزنید،کلاً دیگر به وبلاگ ما نیایید!زیرا خیلی

برای تان متاسف می باشیم.مردی گفتن زنی گفتن شرمی و حیایی گفتن.

18)پوشیدن لباس تر و تمیز را فراموش نکنید.ولی نروید کت و شلوار پلوخوری تان را تن تان

نمایید.ضمناً کلاس و سلیقه مرد را در دوچیز می توان یافت: کفشش و ساعتش(البته نه که

اگر پولدار نیستید بروید وام بگیرید کفش addidasخریداری نمایید!فقط با همان پولی که دارید

سلیقه و دقت به خرج دهید اساس)

19)صداقت بیش از حد نشان ندهید!لازم نیست جیک و پیک درون شخصیتی خودتان و خانواده

تان را بریزید روی دایره..صداقت در dateهای اول میزان دقیقی باید داشته باشد.کم اش قند

می باشد و زیادش گند.

چیزی مثل معجزه

 *امروز دنده ماشین ما از جا در رفت!! ما طبق معمول نشستیم کلی آبغوره گرفتیم ..ولی

وقتی امداد خودرو آمد درستش کرد،فکر کردیم دیدیم ارزش آبغوره گیری را نداشت.تازشم

آقاهه گفت تقصیر ما نبوده اشکال از نمی دانیم میله چی چی اش بوده و اینا!به هر حال

اینا همش تجربه می شود برای مان.یه مدت در آغوش خانواده مفت خوری کردیم اساس،

حالا باید حال مان جا بیاید!

** ما 3 روز است تهنا در خانه می باشیم.ولی داریم خودمان را تطبیق می دهیم اساس.

رفتیم یکی از دوستای 2 سال پیش مان را که در کلاسهای امادگی رزیدنتی باش دوست

بودیم(او همان سال قبول شده بود) یافتیمش.یکی از بچه های شمالی هم که امسال

تهران رزیدنتی قبول شده خودش به ما زنگ زد و مارا به بیرون روی دعوت کرد(طرف

دختره ها) کم کم داریم دوست می یابیم!

***خدا یه وقتایی همچی به آدم حال می دهد که آدم نمی فهمد چه باید بگوید! کلاً هر

وقت خودمان را بش سپردیم بد ندیدیم...حتی وقتی اتفاق بدی برای مان می افتد وقتی فک

ر می کنیم که لابد صلاح مصلحت خودمان بوده کلی آروم می شویم.واقعا خدا تو معجزه کردن

خسیس بازی در نمی آورد! مثلاً ما با این که رتبه مان بدتر از حد انتظار شد با این که امتحا

ن را خوب داده بودیم، در کمال ناباوری تهران قبول شدیم.و خدایی اش با رتبه ما خیلی

خیلی خوش شانسی آوردیم! بعله ما پارتی مان پیش خدا کلفت می باشد!

پی نوشتیم: راستش اول جرات نکردم کامنتدونی ام رو بخونم..چون هروقت میومدم غر

بزنم یا گریه کنم ملت میومدن دعوام می کردن...یا مثلاض از این تریپ های " پنجره رو باز

کنم ببین چه آفتاب دل انگیزیه..دنیا قشنگه چرا ناراحتی؟" و اینا می نوشتن.ولی واقعا

سورپرایز شدم..ممنونم از این همه خوبی که سرازیر شد تو کامنت دونی گردالی من که

سمت راست بالای پست هامه!!نمی تونین بفهمین همین 4 تا خط نظر دوستانه شما چقدر

چقدر برای من اهمیت داره..و راستی من از دوستی که دل سوزانه و کاملا علمی منو آنالیز

کرد (مهرداد)اصلاً ناراحت نشدم بلکه اون قدر درست گفت که خوشم اومد کلی.و این که

یاسی عزیزم اگه دوست داشتی شماره ات رو برام بزار.چون من کامپیوترم مشکل داره

نمی تونم میل بزنم.

 حالم خیلی بده.دلم خیلی گرفته.حالم از خودم به هم می خوره وقتی می شینم آبغوره

می گیرم.احساس دست و پا چلفتی بودن شدید بم دست داده.احساس حماقت ، بی

عرضگی.....فکر کنم وقتی ترم اول دانشجو بودم کمتر مشکل داشتم،تاحالا که مثلا 27

سالمه و تجربه 6 سال دانشجویی تو شهر غریب و 2 سال طرح و کار کردن رو دارم.نمی -

دونم چرا adjust شدن با محیط این همه برام سخته....

خیلی سردرگم شدم.عین صمد که از دهات میومد شهر تو این شهر در اندشت گم می شم.

.10 بار بم راه رو بگن باز این اتوبانها رو اشتباه می رم.امروز یک ساعت تو یادگار دور زدم و

نتونستم پمپ بنزین پیدا کنم.خدایا ادم این قدر بیعرضه و بی دست و پا دیده بودی؟ خجالت

نمی کشی از این گندی که آفریدی؟! الانم بنزین کم دارم نمی دونم چه خاکی بریزم تو سرم

اونم از خواهر عزیزم.100 بار زنگ زدم تازه گوشی اش رو بر می داره در کمال خونسردی می

گه خب برو فلانجا بنداز تو یادگار!! نمی دونم شرقه یا غرب(1 ساعت پیشش گفت شمال، واسه

همین من این همه گم شدم)واقعا عاطفه تو وجود این بشر نیست.الانم خیالم راحته که وبلاگ

منو نمی خونه چون من اصلا براش ارزشی ندارم که بخواد دو کلمه بام حرف بزنه چه برسه به

این که بیاد بخونه ببینه چه زری می زنم.دلم خوش بود با خواهرم زندگی می کنم دیگه مثل

دانشجویی تنها و بی کس نمی افتم! ولی این اصلا انگار من وجود ندارم.میاد میره با دوستاش

برنامه بیرون می زاره نمی گه این خواهر من تنهاست هیچ کی رو نداره.اصلا تعارف نمی کن

ه منم ببره!! 2 شب میره خونه نمی اد انگار نه انگار من آدمم...

بیرون اومدنش با من دیدنی بود.خانم می شینه تو ماشین 2 ساعت بگذره یک کلمه با آدم

حرف نمی زنه! یا mp3اش رو میزاره تو گوشش گوش می ده انگار من نیستم! می گم

رستوران بریم می گه رژیم دارم حوصله ندارم.ولی با دوستاش هرشب شام بیرون می ره!!

خیلی سعی کردم به روی خودم نیارم.هی می گم انگار اصلا تنهام.نباید توقع داشته باشم.

نباید بهش وابسته باشم باید رو پای خودم بایستم.بدبختی اینه که بی عرضه ام نمی تونم

گلیمم رو از آب بیرون بکشم....احساس چلمنگی و خنگی می کنم.احساس می کنم چه

بدبخت مزخرفی هستم که خواهر خودم حوصله نداره یک کلمه بام حرف بزنه ولی خانوم به

دوستاش می رسه شاد و شنگول و خوش اخلاق می شه.آدم این همه بی عاطفه ندیدم.عین

سنگ یخ می مونه.تصمیم دارم کاری باهاش نداشته باشم .2-3 روزه اصلا نمی پرسم کج

ا میری با کی هستی..ولی دل آدم می گیره از این همه بی عاطفگی..

پی نوشت: من همیشه از کامنت ها استقبال می کنم...ولی توروخدا وقتی حالم بده نصیحتم

نکنین.............یه کم supportive باشین.......من واقعا از نظر پزشکی مریضم..افسردگی ام

خیلی شدید شده خیلی.


ما خودمان را تربیت می کنیم

 همان طور که همیشه گفته ایم،ما کودکی فهیم می باشیم بسی.پس تصمیم گرفتیم

اشتباهات گذشته مان را تکرار نکنیم.الان که دانشگاه مان با لرزه و پس لرزه دارد شروع

می شود، دیدیم اخلاقهای گندمان کم کم دارد رو می آید،مثلاً همین ضعف شدید و مزمن

اعتماد به نفس ، یا احساس دپرشن بدون دلیل،برای همین می خواهیم برویم مشاوره و روی

خودمان کار کنیم اساس! یعنی روی اعتماد به نفس مان و این افسردگی گندالوی مان کار

کنیم و البته دوست داریم روابط اجتماعی مان هم بهترتر شود.خیلی وقتها تو برخوردبا ملت

می مانیم و نمی دانیم چه کار کنیم.وکسی هم نیست ازش بپرسیم.با توجه ک به این که ما

را اصلا و اصلا خوب تربیت نکردند! یعنی هیچ وقت مامان بابایمان بهمان یاد ندادند چه طوری

باید دوست پیدا کنیم.چطوری باید در جامعه ظاهر شویم و با ملت درست رفتار کنیم..

ما اصولا خودمان،خودمان را بزرگ کردیم،پرورش دادیم و تربیت کردیم اساس!مرگ خودمان

خیلی وقتها آب ریختیم پای خودمان و کود دادیم به خوردمان! ما خیلی چیزها می خواستیم

بشویم که روی خودمان کار کردیم تا شدیم.و خیلی چیزها می خواستیم نباشیم که کلی

تلاش کردیم تا نباشیم.ولی الان دیگر به کمک نیاز داریم حرفه ای!یک مشاور خوب هم داریم

که تو قضیه عشق و عاشقی ابلهانه مان کلی کمک مان کرده می باشد.الان می خواهیم

برویم پیش خودش.

برای پر کردن اوقات مان هم تصمیم گرفتیم کلاس زبان برویم.کسی می داند موسسه خوب

تو تهران کدام می باشد که مکالمه اش را برویم؟


دنیای جالبی می باشد

  دنیای جالبی است.

درگذشته در رابطه با اجناس مخلف،ما مانند همه دختران دیگر دوست می داشتیم طرف

مان تریپ فابریک ما باشد و همیشه ترجیح می دادیم یک رابطه جدی با طرف داشته باشیم.

و طرف مانند اغلب پسرها دلش می خواست راحت باشد،یعنی هر غلطی دلش خواست بکند

و هیچ مسیولیتی نداشته باشد.به هیچ سوالی جواب ندهند،هروقت عشقشان کشید بروند

هروقت میل شان کشاند بیایند!

ما چون کودک فهیمی می باشیم،به این نتیجه رسیدیم که تازمانی که soulmateخودرا نیافته

ایم که باهاش مزدوج شویم، رابطه جدی با کسی نداشتهباشیم تا الکی اعصاب خودمان و ملت

را خرد نکنیم!یعنی اگر خواستیم برای پرکردن اوقات فراغت خود(که بعلت ناکامی ما در پیدا

کردنکار،این روزها زیاد می باشد!!) باکسی دوست باشیم فقط برای Fun و اینا باشد و پای

احساس و مسیولیت و این چرندیات را نکشیم وسط..

دنیای جالبی است.

برعکس هر پسری به پست ما می خورد دم از تعهد و فابریک و اینا می زند!!  می خواهند

دم بهدقیقهزنگ بزنند،و می خواهند باهاشان همش هی بیرون برویم.همش آویزان آدم می

شوندو التماس می کنند!

و ما احساس می کنیم پسرها بسی needyو احساساتی و لوس می باشند و زودی به آدم

وابسته می شوند .ما هم نامردی نمی کنیم و  دودرشانمی کنیم اساس!

**سریال se*x and the city را دیده اید؟خیلی مزخرف و وقیح می باشد ! ما از قضایا

ی سسکی آن خوشمان نیامد ولی دلایل مختلفی که زنهای نقشاصلی سریال مجبور می

شوند هی با dateای که پیدا می کنند بهم بزنند و بروند تنها باشندبرایمان جالببود.ما نیز

باید بشینیم date and the cityخودمان را بنویسیم اینجا که اسبابتفریح می شود اساس!

**ما برای سومین بار داریم سریال friends را می بینیم بس که جذاب می باشد.ما خیلی خ

یلی دوستش داریم و اگر این دورمان تمام شود نمی دانیم چه کار کنیم....تازشم دلمان می

خواهد یک سری دوست خوب داشته باشیم تا باهاشان همش همش دوست باشیم...چرا ما

همیشه تنها می باشیم؟ کلا این تنهایی ما تاریخی شده می باشد.حیف که پست مان طولانی

شد وگرنه برایتان می نوشتیم.حالا دفعه بعد!


مروری بر تاریخ روابط با اجناس مخالف

 یک قضایایی پیش آمد که مغز فهیم ما طبق معمول شروع کرد به فکرنوردی، و نمی دانیم

چرا و چی شد که جریان سیال ذهن مان زد به جاده خاکی و ما اندیشیدیم در مورد تاریخ

روابط بااجناس مخالف در زمانهای مختلف.


در زمانهای دور : یک زمانی هر جنسی خریداری داشت از نوعی.یکی عشوه می خریدیکی

ناز،یکی کم محلی و افاده میومدی می پسندید یکی لبخند ژکوند بش می زدی خوشش

میمومد.یکی اگه خوشگل و ژیگول بودی دوست داشت یکی اگه متین و سنگین بودی 

خاطرتومی خواست..آره خواهر یه دورانی داشتیم!همش هی ملت عاشق هم می شدند

بسی و مزدوج می گشتند خیلی.


در زمانهای نزدیک : کم کم می دیدی که هیچ چی خریدار نداره بجز س*کس.90 درصد اجناس 

نوع مخالف ما، دنبال سک*س می بودند و بس. لذا دختران برای پاسبانی از بوی فرندهای شان 

کم کم در برابر کلیه خواسته ها تسلیم می شدند بطور کامل و با انواع روشها! لذا رفتن مزه 

خیلی چیزها زیر زبان خیلی ها، همانا و افزودن روز افزون بر تجربیات شیرین همان! آره در دروازه 

بهشت رو نیم ساعت باز کن بعد ببین می تونی ملت رو بیرون کنی؟ معلومه که نه!

این گونه بود که محبوبیت هی سک*س و همش سک*س در روابط افزایش یافت اساس!


در زمانهای الان: جالب می باشد که سک*س نیز آن چنان خریداری نمی شود،بلکه هر کسی

هرچیزی بخواهد از هرجایی به راحتی بدست می آورد. بازار کساد شده اساس! تا جایی که با

اجرای مستقیم پور*نو هم نمی توانی مطمین باشی طرفت ازت راضی می باشد!

یادمان هست بانوی صاحبخانه ما یک بار برایمان تعریف می کرد: یه زمانی .... ارزشی داشت

واسه خودش.ما یه شب به حاج آقامون می دادیم فرداش انگشتری آویزی چیزی طلا می

گرفتیم!! الان مفت و مجانی همه جا ریخته!

در این میان ما بسی از تقصیرات را بر گردن یک عده هم جنس سهل الوصول پاچه خوار 

وابسته می دانیم! و بهشان داریم هشدار می دهیم که عرضه دارد می چربد بر تقاضا 

بدجوری ! دیر زمانی نمی گذرد که همه مان باید کپک بزنیم از بیخ و بن اساس!

پی نوشتیم : ما بدین نتیجه رسیده ایم که همان بهتر که نه تنها سهل الوصول نباشیم بلکه 

کلا قابل وصول نباشیم.و کلا دور اجناس مخالف را خیط بکشیم اساس.و در زمینه ترشیدگی

روزافزون کاری از دست هیشششششششششششششششکی بر نمی آید مگر خدا! 

پس التماس دعا و امید به کرم الهی!





اوهو اوهو ما شمالی می باشیم!
 

 
• ما در گردشگری های درون شهری اخیر خود،که به علت تق و لقیدن کلاسهای مان بطور

مداوم و روزانه می باشد،بدین نتیجه رسیده ایم که ملت بسیار بی تربیت می باشند! و نمی

دانیم چه بر سر جوانان ما اورده اند که روزبه روز بی تربیت تر و عوضی تر می شوند!


اخیرا هر جوجه خروسی به ما می رسد شروع می کند به ابراز انواع جوکهای بیمزه ، ادا و

اصول مسخره و تقلید لهجه و ..در مورد این که ما شمالی می باشیم! ملت آن قدر بیکارند که

فوری در پلاک ماشین ما فضولی می کنند و احساس می کنند خیلی آدمهای coolو خفنی

میباشند که می فهمند ما شمالی هستیم! و وای به حال این که محل شان ندهیم و بوی

سوختن باسن مبارکشان بلند شود،آن وقت برای ارضا غرور نکبتی خودشان ،به زعم خودشان

ملیت(یا شهریت)مارا زیر سوال می برند! ما این یک هفته بارها و بارها عباراتی نظیر " هی سلام

جیگر....... جواب نمی دی؟ برگرد برو دهات خودتون!" .."اوهو اوهو " .."بلد نیستی رانندگی

کنی چرا میای تهرون؟" "حالا خوبه از دهات اومدی چرا قیافه می گیری برای ما؟" ..... و غیره

را شنیده ایم ، انگاری ما چون شمالی هستیم وظیفه داریم هر گاگول کور و کچلی به ما متلک

گفت یا نخ داد با روی خوش باش لاس بزنیم!وگرنه باید 10 دقیقه فحش و ادا اطوارشان را

تحمل کنیم.ما خیلی توی پرمان خورده و راستش اصلاً توقع نداشتیم مردم این همه

بی فرهنگ و سطحی و نژادپرست باشند اساس! تازشم این همه تهرانی جماعت که سالانه 

برای حال و حول به شمال مراجعه می نمایند خوب است ما باهاشون این طوری تا کنیم؟

ما فکر می کردیم تهران شهر بزرگی می باشد لذا مردم اش بافرهنگ تر و با شعورتر می باشند

کلی...............................  خب ما الان عصبانی هستیم از دست این پسرهای تهرانی!