تبليغاتX
دست نوشته های یک کودک فهیم - سال نو
سال نو
 

سلام.ما آمدیم . ما بسیار کار داریم.چون ما خیلی گشادیسم داشتیم

 الان که سر کار می رویم خیلی به ما فشار می آید(از این نوعش

 نه آن نوعش!!) به همین دلیل کلی خسته می شویم و کلی در

خانه می چپیم!!

به هر حال: سال نویتان مبارک.امیدواریم و آرزومند که سال

بسیار خوبی لبریز از شادی و خوشبختی داشته باشید.

دلمان بسی تنگیده بود برای همه دوستانمان.ظاهراْدوستان خوف

خوف جدید هم وقتی نبودیم پیدا کردیم!!یعنی خودشان پیدا شدند و

 آمدند با ما دوست شوند...بس که ما جذاب می باشیم و فهیم می

باشیم!!

ما تمام عید را در مهمانی خانه خالی و دایی به سر بردیم و حوصله

 مان سر نرفت اصلاْ!! خوشحال هستیم.البته خیلی خیلی زور داشت

 که وسط مسطای تعطیلات مجبور بودیم همش هی برویم مرکز

بهداشت !! تا حالا توی عید سر کار نرفته بودیم!!جان کندیم کلی!!

البته ما مرخصی هایمان را نگه داشتیم تا سال بعد برای امتحان

 تخصص یک ماه مرخص شویم و خر بزنیم اساس!

راستی تولد ما در دوران عید بود!! نمی گوییم چندم تا شناسایی

نشویم! ما این گونه اصول ایمنی مخفی سازی خود را را رعایت

می کنیم .این را هم گفتیم که هی بیایید به ما تبریک بگویید!! ما

عاشق این هستیم که تولدمان را مبارک کنند!! (عقده ای هم

 خودتی!!)

پ.ن: ما شمع روی کیکمان را یک سال کمتر گذاشتیم تا خودمان

را و بقیه را خر نماییم..مانده ایم سال دیگه چه خاکی به سرمان

بریزیم!! اصلاْ سال بعد تولد نمی گیریم.

بعداز پ.ن: ما کلی سبزه گره زدیم سیزده بدر،همش برایمان

خواستگارمی آید!! مرگ خودمان راست می گوییمُ کلی در کف

ماندیم که چه قدر کارگر بوده!