پیش نوشت: ما لب تاب خریدیم finally!!
الان ماداریم جان می کنیم تا برای ان امین بار در این دو روز
انتخاب رشته هایمان را جابجا بنماییم!!
ضمنا در پس قارقارهای قبل از انتخا*بات در مورد آقایی که
رنگش سبز است می گوییم که ......
ما عرعر کنان رفتیم را*ی دادیم تا شاید دیگر مجبور نباشیم
وسط را*ی مان ستاره بنویسیم....شاید بتوانیم چندی فرا
موش کنیم که جهان سومی بدبخت ترو*ریستی بیش نمی
باشیم...
تا کمی احساس حق داشتن و آدم بودن و ای مردم دنیا
ما نیز هستیم و اینا و این حرفها بنماییم ...................
ولی الان که عینک جوگیری را از چشمان الاغ وارمان برداشتیم
و در آینه الاغی توسری خورده و خنگ را دیدیم،می خواهیم
برویم عینک دودی مارک دار بخریم و بگذاریم تا اگر عکسمان را
در آینه های جامعه مان دیدیم وحشت ننماییم.اقلا الان خر
شیکی می باشیم.
ما به یاد ند**ا اشک ریختیم و کابوس دیدیم..پس لحظه ای
سکوت و تفکر را به ند*ا و ندا*ها تقدیم می کنیم.
